اولین کلمات آتنا عسلی در نوزده ماهگی

آتنای نازنینم، عروسک کوچولوی دوست داشتنی من، در طول این یک ماه اخیر تونستی کلمات زیادی یاد بگیری ، هنوز نمیتونی همه حرفها رو ادا کنی ولی با این حال کلماتت تقریباً قابل فهم هستند.


یک سری از کلمات جدیدت رو مینویسم ...
ایسین
بشین
آشو
پاشو
بیم
بریم
نیخا
نمیخوام
اوخو
بخور
اوبی
خوبی
آخیششش
هر وقت که میشینی یا گاهی که دراز میکشی یه آخیش از ته دلت میگی
نَتتون
نکن
ایا
بیا
باس تون
باز کن ( برای باز کردن در یا روشن کردن لامپ )
اَشام
کفشام
بام
پام
اَس
دست
دَف
رفت
داگ
داغ
لالا تَد
لالا کرد
دِرِه تَد
گریه کرد
داداسی
نقاشی
جوجو
پرنده ها ، مگس و پشه
آفرین به آتنا کوچولوی مامانی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین کلمات آتنا عسلی در نوزده ماهگی
